السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
106
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
ليكن اگر صمعاء باشد در اينكه مصداق ناقص است يا تام ، اختلاف است . گروهى قربانى كردن چنين حيوانى را كافى دانستهاند . 2 در مقابل ، برخى در كفايت آن اشكال كرده و احتياط واجب را در ترك آن دانستهاند . 3 صمغ صَمغ : شيرهء كم و بيش لزج و چسبناك بعضى گياهان . از آن به مناسبت در باب حج نام بردهاند . آغشته كردن سر به صمغ و مانند آن در حال احرام جايز است و پوشاندن سر محسوب نمىشود ؛ هرچند برخى ، احتياط را در ترك آن دانستهاند . 1 حاجى و عمره گزار ميان حلق و تقصير مخيّراند ؛ ليكن براى كسى كه موهاى خود را با صمغ و مانند آن آغشته كرده ، افضل حلق است . برخى حلق را بر او واجب دانستهاند . قول نخست منسوب به مشهور است . 2 صنان صُنان : بوى بد بدن . 1 از آن به مناسبت در باب تجارت نام بردهاند . بوى بد بدن در برده ؛ اعم از غلام و كنيز در صورتى كه شديد و غير متعارف باشد ، از عيوب به شمار مىرود و بانا آگاهى خريدار از آن ، حق خيار براى وى ثابت است . 2 برخى ، صورت غير قابل درمان بودن آن را عيب دانستهاند . 3 صنج صَنج : صفحهاى بشقاب مانند از آلياژ برنز يا برنج كه با كوبيدن يك جفت از آن بر هم صدا توليد مىشود [ سنج ] / حلقههاى كوچك سنج گونه در اطراف دايره زنگى يا خود دايره زنگى 1 / چنگ . 2
--> ( 1 ) . تحرير الاحكام 1 / 625 * ( 2 ) . تذكرة الفقهاء 8 / 264 ؛ الدروس الشرعية 1 / 437 ؛ مدارك الاحكام 8 / 33 * ( 3 ) . ذخيرة المعاد / 667 ؛ مناسك حج ( مراجع ) / 399 . ( 1 ) . جواهر الكلام 18 / 385 * ( 2 ) . 19 / 232 - 234 . ( 1 ) . لسان العرب ، واژهء « صنن » * ( 2 ) . تذكرة الفقهاء 11 / 193 - 194 * ( 3 ) . قواعد الاحكام 2 / 72 .